ژنده پیل

ژنده پیل

                     ع. ج  ساوی

چه احمقانه دهلش را زیر گلیم می زند

آن که خود را به کر گوشی

زده است.

کس است

نا کس که بر اوراق مغشوش روزگار

شترش را خمیده می راند.

فغ فغه ی فغان نعره می کشد

بر سیلی خور صورت دف

در همنوائی

دیراه و دنبک

که تار و تنبور را به جامه درانی کشیده است.

دیگر هیچ گردنی

گردنه ای

گیربانی

سر خم نخواهد کرد

در چرخ چرخ عباسی

مبادا که لاله های عباسی

عطش را به زنجیری

ضجه ای

پنجه ی بریده ای

نابریده ای

حتی ختنه ای

دخیل پاره ای بندد.

سالار قافله

بر اشتران شیر رنگ کهکشان بلخ – قونیه

قوقو کنان

بال در بال قوئی نهاده است

که بلشوی تئاتر مسکو را دیوانه کرده است.

راستی را

خورشید یکتا پیرهن

در سرمای تبریز چه می کند

که هی مقامات ژنده پیل* را

با حریق زبان خویش تکرار می کند.

این سلسله

با همهمه

با هلهله

با نعره های آتشبار ولوله

پا در حریم مَحرم اِحرامی نمی نهد

تا آسمان

در چرخه های بی امان

چرخش بر محور چرخ های شمسی درآورد

که جِرق جِرق جرقه های استخوان

بر دیرک لرزان بید اندامش

هیاکل زروان را

بر لرزه درآورد.

بکوب

محکم تر بکوب

در کوبش طبل ها

تبیره ها

در همنوازی تام تام افریقا

با کوبه های پائی که به اختیار می رود.

بکوب

بر جمجمه های پوسیده

بر استخوان های کوبیده

بر لهیده اندامی که عفونت گنداب را

روسفید کرده است.

بکوب

بر هر چه شکسته

بسته

بند زده

که با تخم مرغ و ملالت آهک و زرنیخ

به هم چسبیده.

  • مقامات ژنده پیل اثر احمد جام

 

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *